سيد علي اكبر قرشي
13
قاموس قرآن ( فارسي )
و اين سبب حياة و زنده ماندن مردم مىشود لذا فرموده * ( « فِي الْقِصاصِ حَياةٌ » ) * در « حىّ » راجع به اين جمله كه جملهء « القتل انفى للقتل » را از رونق انداخت سخن گفتهايم كلمهء * ( « يا أُولِي الأَلْبابِ » ) * خطاب است بهر صاحب عقل از هر مذهب و ملَّت كه باشد و صاحبان عقل و انديشه خواهند دانست كه حكم قصاص بصلاح جامعه و سبب حفظ حيات جامعه است . قصاص در قرآن * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنْثى بِالأُنْثى فَمَنْ عُفِيَ لَه مِنْ أَخِيه شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَداءٌ إِلَيْه بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ . . . ) * بقره : 178 . 1 - از اين آيه روشن مىشود كه حسّ انتقام و عاطفه هر دو در اسلام مراعات شده اگر طرف در قتل عمدى بخواهد انتقام بكشد مجاز است و اگر بخواهد عفوّ كند باز مجاز است * ( « فَمَنْ عُفِيَ لَه مِنْ أَخِيه » ) * آمدن لفظ « اخ » براى تحريك عاطفه و رحمت است پس قصاص يك انتقام خشن و بىبدل نيست بلكه بدل و عوض هم دارد و آن عفو و گرفتن خونبهاست . 2 - مراد از * ( كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ ) * تشريع قصاص در اسلام است و مراد از « القتلى » كشته شدگان عمدى است و در قتل خطائى و شبيه بعمد قصاص نيست . عدّهاى از قانونگذاران و نويسندگان قصاص را مخالف مصلحت و عاطفه دانسته و آن را حكمى ناروا قلمداد كردهاند و بجاى آن زندان گذاشتهاند ولى گويند از روزيكه زندان جاى قصاص را گرفته شمارهء قتل در عالم رو بكثرت نهاده و در كتاب « سيرى در اسلام » در بحث زندان و مضرّات آن از لحاظ معطَّل ماندن نيروى فعّاله و تأمين زندانيان و دستگاه قضائى و اجرائى و حفظ آن و اينكه زندان دردى را دوا نكرده و بلكه بر آن افزوده است به تفصيل بحث شده ، ملت چه تقصيرى